برگرفته از روزنامه اطلاعات

دکتر محمدعلی فیاض‌بخش

در سیاق روایات و اخباری که در توصیف ایام غیبت و انتظار آمده، به دو دسته بیان برمی‌خوریم: یک دسته روایاتی که خبر از یأس و نومیدی کسانی می‌دهد که روزگار دراز غیبت بی‌تابشان کرده و تردید و دودلی سایه بر امیدشان افکنده و عطای دل‌دادگی انتظار را به لقای دل کندن از آن می‌بخشند و سر از کمند اعتماد به غیبت برمی‌کشند و به زبان حال می‌گویند: نه خانی آمده و نه خانی رفته و نه خانی خواهد آمد! دسته‌ی دیگر اخبار، توصیف از کسانی است که درازنای شب دیجور غیبت را دستمایه‌ی ترکتازی‌های عوام فریب و بدل‌تراشی‌های ناروا می‌کنند و بدین سوء نیّت و سوء رفتار، مرهمی بَدلی بر دل منتظران می‌نهند تا کاسه‌ی سرریز صبرشان را چاره‌ای سازند و فغان انتظارشان را پاسخی آورند. تاریخ متقدم و نیز معاصر ما، از گروه دوم به خود کم ندیده است؛ هرچند برخی نحله‌ها در این مقوله از ترکتازی بیشتری برخوردار بوده‌اند و صحنه را برای بازیگردانی و بازیگری فراهم‌تر دیده‌اند


دست استعمار نیز در این زمینه بی‌دست و پا نبوده است و هرجا که توانسته یا با چهره‌ی عیان به میدان آمده و فی‌المثل بابی‌گری و بهائیت را خلق کرده و به پرورش آن مبادرت ورزیده و یا پری‌چهرانه خودمستوری گزیده و از عمله‌ی بی‌مزد و مواجب خویش در این رهگذر، بازیگری گرفته است. تأسف ماجرا این‌جاست که حتی خودی‌هایی که نه به دام اولی افتادند و نه بندی دومی شدند گاه خود بر فکر و اندیشه‌ی انتظارگر خویش بند و دام‌ می‌تنند؛ گروهی سنّت ورزانه به هر رفتار عامیانه تن می‌دهند و چه بسا مهدویت را محصور در قبّه و بارگاه و گنبد و گلدسته می‌کنند و جلوه‌ی وی را در پرتو نور سبز یک محراب می‌جویند و راه را از چاه (!) باز نمی‌شناسند و گروهی روشنفکرانه، به تأویل و تفسیرهای ناروا می‌پردازند و تشبیه و تمثیل و سمبل‌گرایی را بر اصل اعتقادی و تعیّنی مهدویت تحمیل می‌کنند تا اندکی به دل ناباوران و تردیدورزان راه آیند و استمالت و دلجویی از کسانی کنند که احادیث صعب مستصعب را تاب فهم و درک ندارند!

این هر دو رویّه به نوعی تقویت‌کننده و تشدیدکننده‌ی یکدیگرند. اولی در اوج افراط عوامی‌گری در پی آن است که با دومی درآویزد و دومی برای زدودن اضافات و خرافات(!) از دامن اولی، راه تفریط می‌پوید و از نصّ اعتقادات فاصله می‌گیرد تا آبروی مهدویّت را از گروه نخست بستاند و احیا کند! حیف که من نمی‌دانم تقصیر کدامیک بیشتر است و کدام گروه این بازی خارج از قاعده را زودتر شروع کرده و حریف را به هماوردی وادار کرده است؟ هر چه هست فدایی این میدان، اصل اعتقاد و اخلاق مهدویت است.

آنچه هسته‌ی اصلی تمام مضامین روایات مربوط به دوران غیبت را تشکیل می‌دهد، انتظار فرج با همه‌ی لوازم آن است و این لوازم عبارتند از: اعتقادات صحیح، پای‌بندی به شریعت و التزام به اخلاق مهدوی. الباقی، هرچه در این منظومه‌ی سه‌گانه سازگار است، پذیرفتنی است و هرچه بافته‌ی ظنّ و خیال است اجتناب کردنی است. از جمله‌ی ظنون و خیالات، شتابزدگی در یافتن آخرالزمان است و البته این شتابزدگی، خود معلول خیال‌بافی‌های دیگری است که یکی از عوامل آن، تطبیق ذوقی و خیالی شرایط ظهور با یافته‌هایی است که آن یافته‌ها قطعیّت اعتبار ندارند. روزگاری همین خیال‌پردازان خوش‌ذوق(!)، دجّال را در ظهور تلویزیون تأویل می‌کردند! شاید امروز آن را در کسوت اینترنت ببینند و یا در قیافه ملاعمر طالبانی یک چشم! و لابد فردا در موجودات و پدیده‌های نوظهوری دیگر! حال اگر حوصله بچه‌های نواعتقاد ما از به میدان آمدن پی در پی علائم ظهور سر برود و همچنان قهرمان ظهور از پس پرده غیبت به در نیاید‌ تکلیف چیست؟ آیا نباید عطای انتظار را به لقای بی‌اعتقادی ببخشند؟ آنگاه گناه این نشانه‌یابی‌های قطعی(!) به گردن چه کسانی است؟

دو دیگر در زمره خیال‌ها و ظنون، تطبیق نشانه‌ها در افراد است. خوش‌خیالی است اگر تصور کنیم که این امر پدیده نوظهور عصر ماست. خیر! در طول بیش از هزار سالی که از غیبت کبری می‌گذرد بوده‌اند کسانی که از قضا از سر حسن‌نیت، اما شتابزدگی در یافتن آخرالزمان، نشانه‌ها را بر «کسان» منطبق دیده‌اند و خیالیده‌اند(!) و دیدیم که زمان آنها نیز گذشت و حکایت همچنان باقی است. آیا همین امر، کافی نیست که این تفنن و سرگرمی «نشانه‌یابی» و «ما به ازاء گذاری» را واگذاریم و در عوض به مدلول واقعی روایات مربوط به دوران غیبت و وظایف انتظار گردن گذاریم و از ظن خود نه یار کسی شویم و نه یارگیری کنیم!؟

آیا از ما در زمان غیبت انتظار فرج خواسته‌اند یا اکتشاف فرج؟ چه کسی می‌تواند کشف خود را در این زمینه به عنوان حجت بر دیگری تحمیل کند؟ - گیرم که اهل شهود و اشراق باشد، کدام حجت شرعی، برآمده و برنشسته از شهود و اشراق است؟ - اما انتظار فرج، تکلیفی روشن، مشخص و شدنی است: ‌شناخت اعتقادات، پایبندی به شریعت، التزام به اخلاق.



تاريخ : ٢۳ تیر ۱۳٩٠ | ۳:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : علیرضا ساروقی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
صفحات اختصاصی
امکانات وب