عدالت روشن

رضا اسماعیلی

ای بهترین دلیل تبسم ظهور کن

فصل کبود خندة ما را مرور کن


چرخی بزن به سمت نگاه غریب ما

از کوچه‌های بی‌کسی ما عبور کن

ما زائر تبسم بارانی توییم

مارا به حق آینه‌ها خیس نور کن

ای راز سر به مُهر اهورایی و شگفت

از ذهن ما سؤال درخشان! خطور کن

ما را به التهاب معمای خود ببر

در ناگهان جلوة خود، غرق شور کن

ما را ببر به خلوت کشف و شهود خویش

مارا به راه سیر و سلوکت غیور کن

ما بی شکیب، نور تو را آه می‌کشیم

یا جلوه کن، و یا دل ما را صبور کن

روح زمین، کبود شب و دشنه است و ظلم

ما را برای چیدن ظلمت جسور کن

ای آخرین تبسم نور محمدی (ص)

جان جهان، عدالت روشن، ظهور کن

 

 

موعود عشق

 

من روز و شب ظهور تو را آه می‌کشم

در آسمان عبورِ تورا آه می‌کشم

 

می‌پُرسَمت ز رود و بیابان و کوه و دشت

من پاسخ ظهور تو را آه می‌کشم

 

پیداتری از آن که ببینم تو را به چشم

در محضرت، حضور تو را آه می‌کشم

 

می‌خوانَمت به نام و نمی‌دانمت هنوز

من فرصت مرور تو را آه می‌کشم

 

گاهی غم فراق تورا گریه می‌کنم

گاهی وصال دور تو را آه می‌کشم

 

وقتی نمی‌رسم به خیال وصال تو

من همدل صبور، تو را آه می‌کشم

 

از این فصول پر ز حقارت دلم گرفت

من فصل پر غرور تو را آه می‌کشم

 

موعود عشق! مهر جهانتاب آخرین

بر من بتاب، نور تو را آه می‌کشم

 

مَه گلگون عذار

دکتر احمد عامری *

غم مخور ای دل، یقین دنیا گلستان می‌شود

بلبلِ شوریده آخر سوی بستان می‌شود

خون بر حقِ شهید عشق می‌گوید عیان

لانة ظلم وستم از پایه ویران می‌شود

هان مشو نومید، ای دلدادة شور آفرین

آسمان زندگی، پر مهر تابان می‌شود

نسترن می‌گفت با نسرین سحرگاهان به ناز

طرف گلشن منظر باد بهاران می‌شود

ای صبا، برگو زمن بر راویان کوی عشق

دورِ گردون عاقبت بر کام رندان می‌شود

چون بیاید آن مَه گلگون عذار سیمتن

شور و مستی دگر در جام مستان می‌شود

ورد پیر میکده این است هنگام سحر

یوسف گم گشته‌ام کی سوی کنعان می‌شود

دیو بیرون می‌رود از وادی دلدادگان

مجمع سوته‌دلان، رشک دل و جان می‌شود

گوشة‌ چشمی کند گر راز هستی بی‌گمان

بی سر و سامانی دل، رو به سامان می‌شود

عزّت و آزادگی، مهر و صفا آید از آن

هم بساط کفر و کین، زار و پریشان می‌شود

سرو گفته با تهی‌دستی، به گلزار و چمن

پرچم آزادگان بر بام کیوان می‌شود

«عامرا» با همّت نام آوران دشت خون

سینه‌ نامحرمان، پر تیر و پیکان می‌شود

* استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران



تاريخ : ٢۳ تیر ۱۳٩٠ | ۳:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : علیرضا ساروقی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
صفحات اختصاصی
امکانات وب