برگرفته از ایرانبوم

به کوشش ندا احمدی لفورکی

 

بخش چهارم

طرح اجرایی عملیات تی. پی. آژاکس

گزارش دونالد ویلبر از کودتای 28 مرداد

یادداشت مورخ

این گزارش، با عنوان «سرنگونی [ دکتر محمد ] مصدق، نخست وزیر ایران»، در مارس 1954 میلادی به دست دونالد ن. ویلبر که نقشی فعال در عملیات مزبور ایفا کرده بود، نوشته شد. علت تهیه و نگارش این گزارش آن بود که متن فشرده ای از یک عملیات عمده تدوین شود. با این که اسناد مربوط به آن به آسانی در دسترس می باشند و دست اندرکاران آن هنوز خاطراتی روشن را در ذهن دارند لذا تهیه ی این گزارش نه تنها امری مطلوب، بلکه لازم به نظر می رسید. از این گذشته، عاقلانه این بود که نتایج و جمع بندی های به دست آمده پس از اتمام عملیات، مورد تاکید قرار گیرند و برخی از آنها در قالب توصیه هایی برای عملیات مشابه در آینده ارایه شوند.

دین ل. داج
افسر مورخ بخش خاور نزدیک
مارس 1969


 

با به پایان رسیدن سال 1952 میلادی (1331 خورشیدی) مشخص شد که دولت مصدق از دستیابی به یک توافق نامه ی نفتی با کشورهای غربی ذینفع ناتوان بوده و به مرحله ی خطرناکی از کسری بودجه رسیده است. هم چنین دولت وی با طولانی ساختن دوران تصدی محمد مصدق در سمت نخست وزیر، قانون اساسی را نقض کرده است. موارد مذکور به سبب میل و اراده ی شخص مصدق به قدرت و در پیش گرفتن سیاست های غیرمسوولانه و برآمده از احساسات بوده که موجب تضعیف و به خطر افتادن موقعیت شاه و ارتش ایران و همکاری نزدیک [ مصدق ] با حزب توده ی (کمونیست) ایران شده است. با توجه به این، پیش بینی می شد که ایران به اردوگاه کمونیسم خواهد پیوست و این در حقیقت پیروزی شوروی در جنگ سرد و شکست بزرگی برای غرب در خاورمیانه محسوب می شد. در چنین اوضاعی، فقط عملیات مخفیانه - که شرح آن خواهد آمد - می تواند اوضاع موجود را بهبود بخشد و اصلاح نماید.

هدف از اجرای طرح آژاکس ساقط کردن دولت مصدق، تثبیت و تجدید اعتبار و وجهه و قدرت شاه و به قدرت رساندن یک دولت جدید با سیاست های سازنده و راه گشا به جای دولت مصدق بود. دولتی که بتواند به یک توافق نفتی عادلانه دست یابد، ایران را به ثبات اقتصادی و مالی برساند و از به قدرت رسیدن حزب خطرناک کمونیست قاطعانه جلوگیری کند. در این زمینه یک طرح مطالعاتی با عنوان «عوامل موثر در سرنگونی مصدق» اجرا و در شانزدهم آوریل 1953 تکمیل شد. در این طرح آمده بود که براندازی دولت مصدق با اجرای عملیات مخفی امکان پذیر است. در ماه آوریل همان سال مقرر شد که سازمان سیا با همکاری اینتلیجنس سرویس (سازمان اطلاعات مخفی انگلستان) عملیات را اجرا نماید. طبق هماهنگی های بعدی که در اواخر ماه آوریل صورت گرفت، مقرر شد که افسران سیا و اینتلیجنس سرویس در قبرس طرحی تهیه و آن را برای تصویب نهایی به ستادهای سازمان سیا و اینتلیجنس سرویس و همچنین وزارت امور خارجه ی آمریکا و انگلیس تسلیم کنند.
در سوم ژوئن 1953 لوی وسلی هندرسن، سفیر آمریکا در ایران وارد ایالات متحده شد و درباره ی اهداف مذکور و نیز تصمیم آمریکا برای طراحی عملیات مخفی و تحقق این اهداف، به مشورت و تبادل نظر پرداخت.
پس از تکمیل طرح در دهم ژوئن 1953 «کرمیت روزولت»، رییس بخش خاور نزدیک و آفریقا در سازمان سیا (که نظریات و دیدگاه های وزارت امور خارجه ی آمریکا، سازمان سیا و نیز «هندرسن»، سفیر آمریکا در ایران را اخذ کرده بود) و «راجر گویران» رییس پایگاه سیا در ایران و دو تن از افسران برنامه ریزی سازمان سیا با یکدیگر در بیروت ملاقات کردند و پس از اعمال تغییرات جزئی، طرح عملیاتی را در چهاردهم ژوئن 1953 تسلیم اینتلیجنس سرویس در لندن نمودند.
طرح نهایی عملیات که از سوی روزولت (به نمایندگی از سازمان سیا) و اینتلیجنس سرویس در لندن پذیرفته شده بود، در تاریخ نوزدهم ژوئن برای تصویب نهایی به طور همزمان در اختیار وزارت امور خارجه ی آمریکا در واشنگتن، آلن دبلیو. دالس، رییس سازمان سیا، هندرسن سفیر آمریکا در تهران و وزارت امور خارجه ی انگلیس قرار گرفت. وزارت امور خارجه ی آمریکا پیش از اعلام موافقت باید درباره ی دو نکته ی مهم اطمینان حاصل می کرد :
نخست آنکه آیا دولت ایالات متحده می تواند کمک های مالی لازم را به دولت جانشین مصدق بکند تا این دولت استقرار یابد و یک توافق نامه ی نفتی امضای نماید.
دوم، گرفتن تعهد کتبی از دولت انگلیس بود مبنی بر دست یابی به یک توافق نامه ی نفتی مبتنی بر حسن نیت و رعایت انصاف نسبت به دولت جانشین در ایران.
تحقق این دو نکته موجب رضایت مسوولین وزارت امور خارجه ی آمریکا از عملکرد خود می گردید.

در اواسط جولای 1953 وزارت امور خارجه ی آمریکا و انگلیس مجوز اجرای طرح آژاکس را صادر کردند و رییس سازمان سیا نیز توانست موافقت رییس جمهور ایالات متحده را جلب نماید. به پیشنهاد و درخواست اینتلیجنس سرویس و با موافقت سازمان سیا و هندرسن، [ کرمیت ] روزولت فرماندهی مرحله ی نهایی عملیات را در ایران بر عهده گرفت. همچنین بنا به تصمیمات وزارت امور خارجه ی آمریکا مقرر شد که هندرسن بازگشت خود را از آمریکا به ایران تا پایان عملیات به تعویق اندازد.
بنابر توافق مشترک میان سازمان سیا و اینتلیجنس سرویس، قرار شد تماس های عملیاتی در قبرس - که افسر رابط سیا موقتا در آنجا استقرار یافته بود - انجام شوند و حمایت و پشتیبانی از عملیات در واشنگتن صورت پذیرد. به این ترتیب به ابتکار سیا ارتباطی سریع و سه جانبه میان تهران، قبرس و واشنگتن برقرار می شد. زمان مقرر برای اجرای عملیات هم اواسط ماه اوت بود.

ژنرال زاهدی، عضو سابق کابینه ی مصدق، به عنوان مناسب ترین جانشین برای مقام نخست وزیری در نظر گرفته شد، زیرا تنها فردی بود که آشکارا و باقدرت تمام در برابر مصدق ایستاده و با او مخالفت می کرد و از این رو جزو طرفداران او محسوب نمی شد. بنابر این سازمان سیا با نزدیک شدن به زاهدی، در کسوت یک فرد نظامی، او را در جریان عملیات و هدف نهایی آن، یعنی انتصاب او در مقام نخست وزیر جدید ایران قرار می داد. زاهدی می باید شخصی را به عنوان مسوول نظامی معرفی می کرد تا سیا با هماهنگی او طرح دقیق نفرات و پرسنل نظامی درگیر در عملیات را مشخص سازد.

از ابتدای عملیات، همکاری شاه بخش اصلی و اساسی این نقشه را تشکیل می داد، چرا که این همکاری تضمین کننده ی کمک های لازم از سوی پادگان های نظامی تهران و در نتیجه تایید و به رسمیت شناختن نخست وزیر جدید بود. اما از آنجا که شاه شخصی مردد و متزلزل بود برای در تنگنا قرار دادن و جلب همکاری او از شیوه های گوناگون استفاده شد که مهم ترین موارد آن به شرح زیر است :

شاهدخت اشرف پهلوی، خواهر دوقلو و قدرتمند و فعال شاه باید پس از بازگشت از اروپا شاه را وادار به برکناری مصدق نماید. به این منظور باید به شاه تفهیم می کرد که وی با مقامات آمریکایی و انگلیسی در ارتباط بوده و آنان چنین تقاضایی از او داشته اند.

ترتیب لازم برای سفر ژنرال «اچ. نورمن شوراتسکف»، فرمانده ی سابق نظامیان آمریکا در ایران که شاه برای او احترام خاصی قائل بود، به ایران داده شد. وظیفه ی شوارتسکف در جریان قرار دادن شاه، شرح مراحل طرح پیشنهادی برای او و گرفتن فرمان های امضا شده ی شاه مبنی بر برکناری مصدق، انتصاب زاهدی به نخست وزیری و فراخواندن ارتش به وفاداری به نظام سلطنتی بود.

نماینده ی برجسته ای از سوی دولت انگلیس که حسن نیت و صداقت او برای شاه مسلم بود، باید گفته های شوراتسکف را تأیید می کرد و به شاه اطمینان می داد که این طرح اقدامی مشترک از سوی آمریکا و انگلیس است.

چنان چه اقدامات مذکور با شکست مواجه می شد، روزولت به نمایندگی از سوی رییس جمهور ایالات متحده باید شاه را به امضای فرمان های مورد نظر مجبور می کرد و سازمان سیا این فرمان ها را در روز تعیین شده در اختیار زاهدی قرار می داد. در روز موعود شاه باید به نقطه ای خارج از تهران برود تا زاهدی با در اختیار داشتن فرمان های سلطنتی و پشتیبانی ارتش بدون خطر تغییر موضع شاه و جلوگیری از هرگونه سوء قصد به او، دولت را تحت کنترل و تصرف خود درآورد.
سازمان سیا به کمک عمُال نفوذی خود در ارتش، از میزان همکاری آنان و حمایت از نخست وزیر انتصابی شاه اطمینان حاصل می کرد.

اظهارات و بیانات علنی که در ایالات متحده صورت می پذیرفت، تاثیر فراوانی بر مردم ایران و مصدق داشت و نقشی به سزا در سرنگونی او ایفا نمود که از جمله می توان به این موارد اشاره کرد :

چاپ نامه ای به تاریخ بیست ونهم ژوئن 1953 از سوی «آیزنهاور»، رییس جمهور آمریکا به مصدق در نهم جولای 1953. این نامه مشخص می کرد که آمریکا کمک هایش را به ایران افزایش نخواهد داد.

وزیر امور خارجه ی آمریکا هم در کنفرانس مطبوعاتی خود در بیست وهشتم جولای 1953 اظهار داشت :
«... فعالیت های روزافزون حزب غیرقانونی کمونیست در ایران و مدارای دولت ایران با آن موجب نگرانی دولت آمریکا شده است. این رویدادها موانع بسیاری بر سر راه اعطای کمک های آمریکا به ایران ایجاد خواهد کرد.»

سخنان رییس جمهور آمریکا که در اجلاس فرمانداران آمریکا در سیاتل ایراد شد از اهمیتی ویژه برخوردار بود. وی در این گردهمایی درباره ی گرایش و تمایل کشورهای آسیایی به کمونیسم ابراز ناخشنودی نمود و اظهار داشت که آمریکا در برابر این گرایش ها سکوت نخواهد کرد.

با همکاری وزارت امور خارجه ی آمریکا، سازمان سیا مقالات متعددی در روزنامه ها و نشریات مهم آمریکایی به چاپ رساند که انعکاس آن در ایران منجر به جنگ روانی بر ضد مصدق شد و پیامدهای روانی بسیاری به همراه داشت.

در پی فشار فزاینده ی اشرف و ژنرال شوارتسکف و همچنین نشست ها و ملاقات های روزولت با شاه، سرانجام در پانزدهم اوت 1953 شاه فرمان های مورد نظر را امضا کرد و شانزدهم اوت به عنوان روز عملیات معین شد. فرمانده ی محافظان شخصی شاه با استفاده از اوضاع آشفته ی امنیتی در ارتش ایران، مامور دستگیری مصدق با به کارگیری دو کامیون از نظامیان طرفدار شاه شد، اما آنان از نیروهای مسلح وفادار به مصدق که از قدرت فراوانی برخوردار بودند، شکست خوردند. شاه پس از اطلاع از شکست عملیات به بغداد گریخت. این، اقدامی احتیاطی بود که در طرح تا حدودی پیش بینی شده بود. زاهدی نیز با حمایت و نظارت سازمان سیا در مخفیگاه خود پنهان شده بود. او تلاش می کرد تا با کمک افسران خود از دام نیروهای امنیتی مصدق که در جست وجوی مخالفان اصلی بودند، بگریزد.

در هفدهم اوت 1953 هندرسن (سفیر آمریکا در ایران) به تهران بازگشت. زاهدی از طریق یک کنفرانس مطبوعاتی محرمانه که به ابتکار سیا تدارک دیده شده بود و هم چنین با استفاده از امکانات چاپخانه ی مخفی سازمان سیا اعلام کرد که نخست وزیر قانونی ایران است و مصدق برضد او کودتا کرده است. عوامل سازمان سیا فرمان شاه مبنی بر انتصاب زاهدی و خلع مصدق را به چاپ رسانده و منتشر کردند. این اقدامات مردم ایران را به شدت تحت تاثیر قرار داد، چرا که آنان دریافته بودند شاه به سبب اعمال و رفتار مصدق کشور را ترک کرده است و این واقعه آنان را بسیار حیرت زده و خشمگین ساخته بود.

«برتون بری» سفیر آمریکا در بغداد، پس از ملاقات با شاه اظهار داشت که شاه برخلاف جو نامساعد کنونی به زودی به ایران باز خواهد گشت. پس از رفتن شاه از بغداد به رم ملاقات هایی نیز با او صورت گرفت. روزولت و پایگاه سیا در تهران پیوسته اعلام می کردند که پیروزی و موفقیت های ظاهری، گمراه کننده است و همچنان نشانه های عینی و محسوسی دال بر تداوم وفاداری ارتش به شاه و امکان تغییر اوضاع وجود دارد. علاوه بر این، پایگاه سیا در تهران از وزارت امور خارجه ی آمریکا و انگلیس درخواست کرد تا حداکثر تلاش خود را در متقاعد ساختن شاه به ایراد سخنرانی و تشویق ارتش و مردم برای طرد مصدق و پشتیبانی از زاهدی به عنوان نخست وزیر به عمل آورند.

در نوزدهم اوت 1953 تظاهراتی به طرفداری از شاه در حوالی بازار آغاز شد و به تدریج ابعادی گسترده تر یافت. ابتدا به نظر می رسید که این تظاهرات تا اندازه ای بدون برنامه ریزی قبلی و به منظور نمایان ساختن اعتبار و وجهه ی شاه و هشدار مردم به تلاش های کمونیست ها و ملی گرایان جمهوری خواه صورت پذیرفته است. اقدامات سیاسی پایگاه سیا در تهران نیز در وقوع این تظاهرات موثر واقع شد و دیری نگذشت که ارتش نیز به طرفداران شاه پیوست و تا ظهر آن روز تهران و چند مرکز استان دیگر تحت کنترل گروه های خیابانی و یگان های نظامی طرفدار شاه درآمدند. موقعیت و شروط لازم برای اجرای عملیات نظامی (که قبلا شرح داده شد) فراهم شده بود :
زاهدی با اشاره ی پایگاه سیا در تهران از مخفیگاه خود خارج شد و کودتا را رهبری کرد. به این ترتیب که ابتدا از رادیو تهران اعلام کرد که او رییس دولت است. سپس ستاد نیروهای مسلح اشغال و منزل مصدق تخریب شده و سرانجام سیاستمداران و افسران طرفدار مصدق دستگیر شدند. در ساعات پایانی روز نوزدهم اوت، کشور ایران در اختیار نخست وزیر جدید قرار گرفت و اعضای دولت مصدق مخفی یا زندانی شدند.

پس از گذشت زمانی کوتاه شاه به ایران بازگشت و مورد استقبال گرم و پرشور مردم قرار گرفت. شورش و طغیان مردم و ارتش در مخالفت با مصدق ِکینه توز [!] و حزب کمونیست که با پیروزی خود در صدد تبدیل نظام سلطنتی به جمهوری بودند، احساسات عمیق شاه را برانگیخت و او را تحت تاثیر قرار داد و او برای نخستین بار دریافت که بر ملت خود فرمانروایی دارد؛ از این رو تصمیم گرفت تا بار دیگر قاطعانه کنترل ارتش را در دست گیرد.

به منظور اعطای کمک های مالی به دولت زاهدی (که نیاز فراوان به آن داشت) سازمان سیا به صورت مخفیانه مبلغ پنج میلیون دلار طی دو روز اول انتصاب او به نخست وزیری در اختیار وی قرار داد زیرا مبالغ فهرست های حقوقی پایان ماه باید پیش از اعطای مقادیر هنگفت کمک های مالی بلاعوض ایالات متحده پرداخت می شد.


 

بن نوشت :

این مجموعه نوشتارها که برگرفته ای است از نسخه ی ترجمه ی «Clandestine Service History Overthrow of Premier Mossadeq of Iran» نوشته ی دکتر «ویلبر دونالد نیوتن» به بررسی اسناد محرمانه و غیرمحرمانه مربوط به کودتای 28 مرداد می پردازند



تاريخ : ٢۸ امرداد ۱۳٩٠ | ٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : علیرضا ساروقی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
صفحات اختصاصی
امکانات وب