برگرفته از ایرانبوم

به کوشش ندا احمدی لفورکی

گام های آغازین

نمایندگی دستگاه اطلاعاتی بریتانیا را «کریستوفر هونتیگ»، «وودهاوس»(رییس جدید پایگاه اطلاعاتی بریتانیا در تهران)، «ساموئل فال»(کارمند پایگاه اطلاعاتی بریتانیا در تهران) و «جان بروس لاکهارت»(نماینده ی اینتلیجنس سرویس در واشینگتن) بر عهده داشتند. از بخش خاور نزدیک و آفریقایی سازمان سیا نیز «کرمیت روزولت»(رییس این بخش)، «جان اچ. لیویت»(رییس شعبه ی ایران)، «جان دبلیو. پندلتون»(جانشین رییس بخش) و «جیم ز آ. دارلینگ»(رییس پرسنل شعبه ی نظامی بخش خاور نزدیک و آفریقا) در این جلسات حضور داشتند.


 

به رغم اینکه اقدام مشترک سیاسی برای برکناری مصدق در دستور کار جلسه - که از قبل مورد توافق طرفین قرار گرفته بود - وجود نداشت اما نمایندگان دستگاه اطلاعاتی بریتانیا پیشنهاد آن را در این ملاقات ها مطرح ساختند؛ حال آنکه بخش خاور نزدیک و آفریقا در سازمان اطلاعاتی آمریکا پیش از آن به هیچ وجه قصد بحث درباره ی چنین موضوعی را نداشت و در زمان طرح پیشنهاد، هیات نمایندگی بریتانیا نیز فاقد آمادگی لازم برای گفت وگو درباره ی آن بود. لذا بدون اخذ تصمیم به جلسات مزبور پایان داده شد و در این میان بخش خاور نزدیک و آفریقا تنها متعهد شد که پیشنهادهای دستگاه اطلاعاتی بریتانیا را در زمینه ی اقدام سیاسی به طور مفصل تر بررسی کند.

در مارس 1953 تلگرام دریافتی از پایگاه تهران حاکی از آن بود که ژنرال ... از معاون وابسته ی نظامی (ایالات متحده در تهران) درخواست نموده بود که سفیر (آمریکا) هندرسن مشخص کند که آیا دولت ایالات متحده علاقه مند به حمایت پنهانی از یک اقدام نظامی به دست خود ایرانی ها برای برکناری مصدق هست یا خیر. متعاقب آن، نشستی با حضور کارکنان ستادی، که در آن هنگام در صحنه ی عملیات بودند و کارکنان پایگاه اطلاعاتی آمریکا در تهران در محل سفارت برگزار و پاسخ محتاطانه ای در ستاد تهیه شد و مفاد و چکیده ی آن تسلیم ژنرال ... گردید. پاسخ مزبور برای ایالات متحده به هیچ وجه تعهدآور نبود و در عین حال اندکی امیدبخش و دلگرم کننده و حاکی از نوعی علاقه مندی این دولت به آن پیشنهاد به نظر می رسید.

بر اساس ارتباطات و پیشنهاد ... و سایر علایمی که آشکارا نشان دهنده ی سازمان یافتن تدریجی مخالفت با مصدق بودند و با در نظرگرفتن بینش ِدر مجموع تخریبی و غیر منطقی دولت وی، ژنرال والتر بدل اسمیت، معاون وزیر امور خارجه به این نتیجه رسید که دولت ایالات متحده از آن پس نمی تواند نظر مساعدی به دولت مصدق داشته باشد و یک دولت جانشین را که در آن هیچ عاملی از جبهه ی ملی نباشد، ترجیح خواهد داد. این تغییر در سیاست به اینتلیجنس سرویس ابلاغ شد و بخش خاور نزدیک و آفریقا با اطلاع از آن اجازه یافت سلسله عملیاتی را که زمینه های سقوط دولت دکتر مصدق را فراهم می آورد در نظر بگیرد و به بررسی آنها بپردازد.

وزارت امور خارجه و آژانس مرکزی اطلاعات به طور مشترک سفیر (هندرسن) و رییس پایگاه تهران و راجر گویران را در جریان سیاست جدید و مجوز عملیات قرار دادند. رییس سیا در چهارم آوریل 1953 با تایید و تخصیص بودجه ای یک میلیون دلاری، به پایگاه تهران اختیار داد تا آن را در هر راه و برنامه ای که باعث سرنگونی مصدق شود به مصرف برساند. سفیر و رییس پایگاه تهران هم اختیار تام یافتند که پس از توافق با یکدیگر هر مقدار لازم و یا تمامی این مبلغ را [ برای منظور یاد شده ] هزینه نمایند. در شانزدهم آوریل 1953 پژوهش «عوامل دخیل در سرنگونی مصدق» کامل شد. نتیجه ی این تحقیق حاکی از آن بود که مجموعه ای مرکب از [ عوامل ] شاه و ژنرال زاهدی، با بهره مندی از پشتیبانی مالی و امکانات محلی، فرصت و شانس خوبی برای سرنگون ساختن مصدق خواهند داشت؛ خصوصا اگر این مجموعه بتواند بیشترین افراد را (به طرفداری از خود) به خیابان ها بکشاند و بخش شایان توجهی از نظامیان پایتخت از اجرای دستورات مصدق سر باز زنند. پیرو این تحولات، با ژنرال ... تماس گرفته شد. با این که به نظر می رسید وی دارای انگیزه هایی جدی باشد، اما به زودی معلوم شد که او نه طرح و برنامه ی مشخصی دارد و نه در موقعیتی است که بتواند بر ضد مصدق اقدام کند.

در چنین اوضاعی ژنرال زاهدی، که زمانی در کابینه ی مصدق حضور داشت، در قالب تنها شخصیت برجسته ای که بی پرده به مخالفت با مصدق می پرداخت، مطرح بود؛ به همین سبب شمار فراوانی از مخالفان دکتر مصدق جلب وی شدند. در آوریل 1953 پایگاه تهران از طریق ناخدا سوم اریک پولارد، وابسته ی نظامی نیروی دریایی آمریکا در تهران، اقدام به برقراری مجدد ارتباط پنهانی با زاهدی نمود. در ژوئن 1953 به منظور افزایش کارایی و ضریب اطمینان ارتباط پنهانی با زاهدی و نیز به لحاظ امنیتی، اردشیر زاهدی [ پسر ژنرال زاهدی ] به عنوان رابط سفارت و پایگاه تهران با وی انتخاب شد. بعد از بیست و یکم ژوئیه 1953 ارتباط با ژنرال زاهدی به طور مستقیم و بی واسطه صورت می پذیرفت.

طراحی نقشه

بحث و تبادل نظر (درباره ی نقشه ی یاد شده) در تاریخ سیزدهم مه 1953 در نیکوزیا [ پایتخت قبرس ]، میان ویلبر و نورمن متیو داربی شایر، افسر اینتلیجنس سرویس، آغاز شد. آقای ن. جان کالینز، رییس پایگاه اینتلیجنس سرویس نیز برخی اوقات در جلسه ی گفت وگو حاضر می شد. آقای داربی شایر که ریاست شعبه ی ایران در اینتلیجنس سرویس را بر عهده داشت، چند سالی را در ایران گذرانده و به زبان فارسی مسلط بود. گفت وگوهای ویلبر و کالینز در تاریخ سی ام مه 1953 خاتمه یافت و دکتر ویلبر در اول ژوئن متن کامل طرح عملیاتی را که خود و طرف مذاکراتش آن را توصیه کرده بودند به «ستاد» مخابره کرد. در جلسه های آغازین مذاکرات، ویژگی های شخصیت های مهم و بارز صحنه ی سیاسی ایران مورد دقت و بررسی قرار گرفت تا مشخص شود آیا ژنرال زاهدی، برجسته ترین سیاستمدار مخالف مصدق، تنها چهره ی مستحق حمایت است یا خیر ؟ اگر چنین است چه افراد و عواملی باید برای پشتیبانی از او به کار گرفته شوند. پس از مدت کوتاهی معلوم شد که دکتر ویلبر و آقای داربی شایر دیدگاه های کاملا مشابهی درباره ی این شخصیت ها دارند و ارزیابی های آنان از شخصیت های صحنه ی سیاسی ایران بسیار نزدیک به یکدیگر است. در طول مذاکرات، هیچ گونه اصطکاک یا اختلاف چشمگیری میان عقاید طرفین دیده نشد. به سرعت معلوم شد که اینتلیجنس سرویس کاملا رضایت و تمایل دارد تا در هر سمت و سویی که سیا تعیین کند، حرکت نماید. از نظر ویلبر بدیهی و روشن بود که انگلیسی ها از به دست آوردن همکاری فعال سیا بسیار خرسند هستند و مصمم بودند از دست زدن به هر کاری که موجب اخلال در مشارکت ایالات متحده در نقشه ی براندازی مصدق شود خودداری کنند. در عین حال، بویی از حسادت آنها به سیا به سبب برخورداری ایشان از منابع مالی و پرسنل و امکانات بهتر از اینتلیجنس سرویس، به مشام می خورد.

ویلبر گفت وگوهای مقدماتی در زمینه ی ایجاد یک کانال سه جانبه را که برای تضمین انتقال فوری پیام ها میان واشنگتن، نیکوزیا و تهران و اساسا برای این طرح در نظر گرفته شده بود گزارش کرد. با استفاده از این کانال پیام از هر یک از سه مبدأ یاد شده از سریع ترین مسیر ممکن به دو پایتخت دیگر فرستاده می شد. حلقه ی رابط این مسیر فوق العاده سریع، «اداره ی مخابرات خاورمیانه»  بود که ایستگاه آن در چند کیلومتری نیکوزیا قرار داشت.
در ادامه ی مذاکرات نیکوزیا، هر یک از طرفین اطلاعاتی در زمینه ی مجموعه ی امکانات و عواملی که در دست داشت، در اختیار طرف دیگر گذاشت. کانون امکانات و عواملی که اینتلیجنس سرویس معرفی کرده بود، حوزه ی نفوذ و روابط برادران رشیدیان در جاهایی مانند نیروهای مسلح، مجلس، برخی رهبران روحانی، مطبوعات، گروه ها و دسته های خیابانی، سیاستمداران و سایر عوامل و چهره های صاحب نفوذ بود. پس از اینکه پیامی درباره ی این امکانات و عوامل از نیکوزیا به تهران ارسال شد، پایگاه تهران چنین نظر داد که در مورد امکانات و عوامل مزبور، اغراق شده و آنها بیش از شایستگی واقعی خود پنداشته و معرفی شده اند. در پاسخ پیام ِرسیده از نیکوزیا پایگاه تهران خاطرنشان ساخت :

«دست اندرکاران اینتلیجنس سرویس همانند ما از نقاط ضعف برادران رشیدیان آگاهی دارند، در عین حال یکی از برترین نقاط قوت آنان، تمایل جدی و آشکار ایشان برای به خطر انداختن مال و جان خود در اقدام برضد مصدق است.»

برادران رشیدیان این تمایل را در روزهای بحرانی و حساس اوت 1953 به نمایش گذاشتند.

در این زمان، دیگر مذاکرات از کلیات خارج شده و به بررسی مجموعه ای از فرضیات بنیادی که هم در طرح اولیه و هم در شکل نهایی آن مورد توجه قرار گرفته بودند، رسیده بود. طرفین تصمیم گرفتند که جزییات نقشه و طرح عملیاتی در چارچوب فرضیه های زیر و مانند آن، گنجانیده شوند :

  • از میان داوطلبان بالقوه ی اجرای طرح، تنها زاهدی دارای قدرت و شهامتی است که وی را مستحق حمایت می کند.
  • شاه را باید وارد عملیات کرد.
  • شاه صرفا با بی میلی بسیار نقشی در این میان ایفا خواهد کرد، اما می توان او را به این وادار کرد.
  • اگر قضیه روشن و مشخص باشد، نیروهای مسلح ترجیح خواهند داد تا به جای مصدق از شاه اطاعت کنند.
  • عملیات را باید حتی المقدور اقدامی قانونی یا شبه قانونی نشان داد، نه کودتایی بی پرده و آشکار.
  • در آستانه ی اجرای عملیات براندازی باید افکار عمومی تا آستانه ی شورش بر ضد مصدق تحریک شوند.
  • بُعد نظامی نقشه فقط در صورتی موفق خواهد بود که پایگاه نیز بتواند نقشه را برای آن دسته از ایرانیانی که زاهدی آنان را انتخاب کرده است توجیه نماید.
  • دولت جدید بدون از دست  دادن وقت باید تدابیری احتیاطی برای مقابله با واکنش شدید حزب توده اتخاذ کند.

برخی از این فرضیات در شماری از پیام های تلگرافی که پیش از تکمیل شدن پیش نویس طرح مخابره شده بودند، آمده است. پایگاه تهران و ستاد، همواره و در قبال همه ی نظرات طراحان، واکنش مثبت و موافق نشان نمی دادند. پایگاه تهران ابراز عقیده می کرد که «شاه، اقدام قاطع و تعیین کننده ای بر ضد مصدق نخواهد کرد». از سوی دیگر «ستاد» این سوال را مطرح می کرد که «آیا نباید از یک فرد دیگر حمایت کرد ؟» و اینکه «آیا این احتمال داده نمی شود که خود ایرانی ها نقش رهبری اقدامی را که برای سرنگون ساختن مصدق طراحی شده بود، در دست گیرند ؟» با این وصف درباره ی این نکته اتفاق نظر بود که پایگاه می باید بلافاصله سیاست جدید خود را مبنی بر حمله به دولت مصدق از طریق تبلیغات خاکستری آغاز کند. پایگاه این خط مشی را به عوامل خود و سپس به برادران رشیدیان، که از عوامل اینتلیجنس سرویس بودند، ابلاغ کرد. از گروه هنری سیا  - که یکی از بخش های زیرمجموعه ی هیئت مشاور پرسنل پی.پی. بود - خواسته شد تا شمار فراوانی کاریکاتور برضد مصدق تهیه کند.

توفیق یکی از برادران رشیدیان در دریافت اجازه ی خروج از ایران - که در دوران حکومت مصدق به هیچ وجه امر آسانی نبود - و سفر وی به ژنو، جایی که «نورمن داربی شایر»(افسر اینتلیجنس سرویس) به دیدن وی رفت، جلسات گفت وگو میان نمایندگان سیا و اینتلیجنس سرویس را چند روزی مختل کرد. وی ضمن توجیه داربی شایر درباره ی اوضاع جاری، توانست به برخی پرسش ها پاسخ های جامع و ویژه بدهد. ذکر این نکته لازم است که پایگاه اینتلیجنس سرویس در نیکوزیا از مدتی پیش، با به کارگیری بهترین اپراتورهای مخفی آموزش دیده ی انگلیسی، هر سه هفته یک بار یک ارتباط بی سیم با برادران رشیدیان در تهران برقرار می کرد. این ارتباط ها - که در آن به زبان فارسی گفت و گو می شد - به طور طبیعی محدودیت زمانی داشت. پس از آنکه به داربی شایر پس از بازگشت وی از ژنو خبر دادیم که نیروهای مسلح ایران به موجب قرارداد «ماگ» دارای تجهیزات جهت یاب رادیویی هستند، مدت ارتباط های بی سیم مزبور کوتاه تر هم شد.

هر چند تجربه ثابت کرد که نیکوزیا برای ارتباط با انگلیسی ها محلی مناسب و سهل الوصول و نیز محل تلاقی مناسبی برای ارتباطات و مخابرات است اما این شهر نکات منفی خاصی هم داشت. نیکوزیا از ستاد هر دو آژانس (سیا و اینتلیجنس سرویس) دور بود و از این بدتر آن که پرونده های پایگاه اینتلیجنس سرویس در این شهر بی نهایت ناقص و ناکافی بودند؛ به گونه ای که اطلاعات لازم راجع به شخصیت ها و مخصوصا کادر نیروهای مسلح ایران به ناچار باید از پایگاه تهران و یا ستاد درخواست می شد.

دنباله دارد ...

 

بن نوشت :

این مجموعه نوشتارها که برگرفته ای است از نسخه ی ترجمه ی «Clandestine Service History Overthrow of Premier Mossadeq of Iran» نوشته ی دکتر «ویلبر دونالد نیوتن» به بررسی اسناد محرمانه و غیرمحرمانه مربوط به کودتای 28 مرداد می پردازند.



تاريخ : ٢۸ امرداد ۱۳٩٠ | ٢:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : علیرضا ساروقی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
صفحات اختصاصی
امکانات وب