برگرفته از ایرانبوم

به کوشش ندا احمدی لفورکی

 

تقریبا قطعی به نظر می رسید که ریاحی توانسته باشد قبل از نیمه شب سربازان خود را در نقاط استراتژیک که احتمال حمله به آن ها می رفت، مستقر کرده باشد. ولی این مسئله که چه اقدام و یا واکنشی از سوی ریاحی و یا افسران وفادار به مصدق، سبب تردید و تزلزل افسران طرفدار زاهدی شده، به طور کامل مشخص نشده است.


 

البته این مسئله مشخص شده که ژنرال ... رییس ستاد ارتش (منصوب شده ی) زاهدی از عملیات کنار کشیده و مخفی شده بود. این مسئله بدون شک سبب تضعیف روحیه ی افراد در اوضاع بحرانی شد و شایعه ی گسترده ی دستگیری ... روحیه ها را بسیار ضعیف تر کرد. سرهنگ ... ساعت یک بامداد روز شانزدهم اوت برای ملاقات با ... به مقر ستاد ارتش رفت. این نکته مشخص است که ژنرال ... با هدف تسخیر مقر ستاد ارتش به آنجا رفته، ولی وقتی تانک ها و نیروها را در حال آماده باش می بیند ترس بر او مستولی می شود. سپس با عجله نزد زاهدی آمده و از او می خواهد که فرار کند. زاهدی فقط به او خندیده بود. حتی کامیون های حامل دستگیرشدگان نیز از سعدآباد به ستاد ارتش آمده بودند، اما با دیدن اینکه این محل در دست نیروهای مقابل است به سعدآباد بازگشته بودند. البته مسوولان کامیون ها، دستگیرشدگان را در شهر آزاد کردند و برگشتند. زاهدی بیهوده منتظر مانده بود تا ماشین اسکورت بیاید و او را به باشگاه افسران ببرد. تا ساعت دو و نیم بامداد ایرانیانی که هنوز مایل به اجرای عملیات بودند با مشاهده ی استقرار نیروها در نقاط مختلف شهر و حرکت آن ها در سطح شهر و بازرسی خودروها متقاعد شده بودند که عملیات منتفی شده است. ... و ژنرال ... در ساعت دو و نیم بامداد در سطح شهر گشتی زدند و پس از آن از یکدیگر جدا شدند، ولی ... بسیار زود دستگیر شد و ... به پایگاه سیا در تهران پناه برد.

در سفارت آمریکا، پرسنل پایگاه سیا، ساعت های پراضطرابی را سپری کردند. جیپ ارتشی که مجهز به دستگاه بی سیم بود از نیروها خواست که به علت شکست عملیات به مقرهای خود بازگردند. مشخص نبود که در شهر چه چیزی در شرف تحقق است.

شکست ظاهری

در ساعت پنج و چهل و پنج دقیقه ی سحرگاه روز شانزدهم اوت 1953 (بیست وششم مرداد 1332 شمسی) رادیو تهران اعلامیه ی ویژه ی دولت را پخش کرد که در آن خبر از کودتای نافرجام در شب قبل می داد. در ساعت شش بامداد همان روز مصدق با اعضای کابینه ی خود جلسه ای داشت تا گزارش های مربوط به اوضاع پیش آمده و اقدامات لازم برای استقرار نیروهای امنیتی در ساختمان های دولتی و دیگر نقاط حساس را بررسی کند. اعلامیه ی دولت بار دیگر در ساعت هفت و سی دقیقه ی بامداد پخش شد.

افراد پایگاه سیا در تهران شب سختی را در دفاتر کارشان و بدون خوابیدن به صبح رساندند. از آنجا که برخی از جوانب نظامی عملیات با شکست مواجه شده بود، ماشین جیپی که قرار بود مجهز به بی سیم باشد به مقر پایگاه نیامد، هر چند هنوز ارتباط تلفنی برقرار بود. مشخص بود که بخشی از برنامه و یا تمام آن اشتباه بوده است. به محض پایان زمان منع رفت و آمد در ساعت پنج بامداد، کارول گشتی در سطح شهر زد و گزارش داد که تانک ها و نظامیان در اطراف منزل مصدق مستقر شده اند و نیروهای امنیتی در حال گشت هستند. سپس سرهنگ ... به پایگاه آمد و گفت اوضاع وخیم است و وی قصد رفتن به سفارت و پناهندگی دارد. او ساعت شش صبح گزارش کوتاهی از وضع موجود داد که تقریبا مشابه مفاد اعلامیه ی دولت بود و سپس به سرعت مخفی شد. وضع به گونه ای شده بود که باید عملیات را از شکست نهایی نجات داد، لذا به سرعت تصمیماتی مهم و اساسی اتخاذ شد. اولین گام آن بود که با اردشیر زاهدی پسر ژنرال زاهدی، تماس گرفته شود. ساعت هشت بامداد اردشیر زاهدی محل خود را به پایگاه اطلاع داد. سپس روزولت به شمیران رفت تا نظر اردشیر و پدرش را درباره ی اینکه آیا در این اوضاع هنوز امیدی هست یا خیر، جویا شود. تصمیم گرفته شد که تلاش های وسیعی به عمل آید تا مردم ایران متقاعد شوند زاهدی رییس قانونی دولت، و مصدق غاصب آن است و کودتایی را ترتیب داده است. (شایان ذکر است که تمامی اقداماتی که از این پس انجام می شد بر اساس این فرضیه ی طرح عملیاتی ای بود که اگر ارتش مجبور باشد بین شاه و مصدق یکی را انتخاب کند حتما شاه را انتخاب خواهد کرد.) برای اجرای تصمیم یاد شده با استفاده از امکانات ارتباطی پایگاه پیامی به این مضمون به دفتر خبرگزاری آسوشیتدپرس در نیویورک فرستادیم :

«گزارش های غیررسمی حاکی از آن است که توطئه گران، از شاه دو فرمان در اختیار دارند که یکی عزل مصدق و دیگری انتصاب زاهدی به جای وی است.»

به منظور دست یابی به یک بیانیه ی معتبر و موثق که برای مخاطبان داخلی توزیع شود پایگاه سیا تصمیم گرفت ژنرال «مک کلور»، رییس هیئت نظامیان آمریکا در ایران را به دیدار شاه بفرستد تا شاه به او اطمینان دهد که این فرمان ها معتبر هستند. ولی کمی بعد در همان روز مشخص شد که شاه از ایران فرار کرده است.

ساعت نه و نیم صبح شهر به وضع عادی بازگشت و به تدریج فروشگاه ها و مغازه ها باز شده و مردم به امور روزانه ی خود مشغول شدند. گو اینکه تانک ها، نظامیان و پلیس در نقاط حساس، از جمله کاخ های سلطنتی مستقر شده بودند و کسی نمی توانست وارد آن ها شود. شایعات کم کم در همه جا پخش شد. یکی از شایعات مورد توجه این بود که کودتا از سوی دولت و برای به دست آوردن بهانه توسط مصدق در اقدام بر ضد شاه انجام شده است. روزولت تصمیم گرفت که ژنرال مک کلور، رییس هیئت نظامیان آمریکا را به دیدن ژنرال «ریاحی» رییس ستاد ارتش بفرستد و این سوال را مطرح کند که چون سفارت آمریکا مطلع شده که طبق یک فرمان سلطنتی، زاهدی به نخست وزیری منصوب شده است، حال هیئت نظامی آمریکا می خواهد بداند که در برابر مصدق مسوول است یا شخص دیگری ؟
ریاحی صدور فرمان ها و صحت امضای آن ها و اعتبار آن ها را رد کرد و گفت :

«ایران و مردم ایران از شاه و هر دولت دیگری مهم تر هستند و ارتش متعلق به ملت است و از ملت حمایت خواهد کرد.»

چند ساعت بعد، مک کلور گزارش جلسه را به روزولت عرضه کرد. از زمانی که مک کلور با ریاحی ملاقات کرده بود به نظر می رسید که او علاقه مند است همراه ریاحی باشد به این امید که ریاحی نهایتا اقدام به سرنگونی مصدق کند.

هنگام صبح روزنامه ها نیز منتشر شده بودند. روزنامه ی «شجاعت» ارگان حزب توده که جانشین روزنامه ی «به سوی آینده» شده بود (روزنامه ای که وقوع کودتا را از سیزدهم اوت پیش بینی کرده بود) نوشته بود که پس از ملاقات ژنرال شوارتسکف و شاه در نهم اوت کودتا طراحی شد ولی مصدق در چهاردهم اوت از آن آگاه گردید.

ذکر این نکته ضروری است که حزب توده هم مانند دولت از طرح کودتا مطلع شده بود ولی چگونگی دست یافتن آنان به اطلاعات مشخص نبود.

تیم ... که از ماموران اصلی پایگاه سیا در تهران تشکیل شده بود، با زیرکی و به صورت انفرادی ویژه نامه ای در قطع بزرگ منتشر کردند که در آن همه ی شایعات جاری چاپ شده بود ولی به گونه ای تحریف و القا شده بود که کودتا به منظور خارج ساختن شاه از صحنه بوده است. روزنامه ی «ملت ما» در چاپ بامداد خود دقیقا همین مطالب را تکرار کرد. نخستین جایی که به فرمان شاه درباره ی انتصاب زاهدی اشاره شده بود، صفحات داخلی روزنامه ی پرتیراژ «کیهان» بود.

ساعت ده بامداد اعلامیه ی دیگری که دولت صادر کرده بود اطلاعات بیشتری را مطرح کرد. در همین زمان اعضای حزب توده در گروه های کوچک مشغول سخنرانی در نقاط گوناگون شهر بودند. البته گروه های کوچک تر ملی گرای طرفدار مصدق نیز در خیابان ها دیده می شدند. شایعه ی جدیدی در شهر قوت گرفت :

توطئه ای در کار بوده که با ناکام ماندن آن مصدق کودتایی ساختگی به راه انداخته است.

با تمهیدات پایگاه سیا در تهران، دو خبرنگار روزنامه ی «نیویورک تایمز» در ساعت یازده صبح به شمیران رفتند تا با زاهدی دیدار نمایند ولی فقط موفق شدند پسر او را ببینند. اردشیر زاهدی به خبرنگاران نسخه ی اصلی فرمان سلطنتی را درباره ی انتصاب پدرش به نخست وزیری نشان داد و نهایتا رونوشت هایی از این فرمان را در اختیار آنان گذاشت. این رونوشت ها را عاملان ایرانی که در عملیات شرکت داشتند تهیه کرده بودند.

از این پس، پایگاه نگهداری فرمان را بر عهده گرفت؛ یعنی نسخه هایی از آن را کپی و اصل آن را تا پیروزی نهایی عملیات در گاوصندوق پایگاه نگهداری کرد.

ظهر همان روز رادیو تهران بیانیه ای به امضای دکتر محمد مصدق پخش کرد (بدون آنکه به سمت نخست وزیری وی اشاره شود) که در آن آمده بود :

«طبق خواست و اراده ی مردم که در جریان برگزاری همه پرسی بیان شده است، مجلس هفدهم منحل و انتخابات مجلس هجدهم به زودی برگزار می شود.»

این بیانیه و اظهارات ضد شاه [ دکتر ] فاطمی و همچنین تبلیغات بی پرده و آشکار حزب توده در خصوص برقراری جمهوری، در قانع کردن توده ی مردم درباره ی اینکه مصدق در آستانه ی حذف رژیم سلطنتی است، بسیار موثر بود.

ساعت دو بعد از ظهر فاطمی کنفرانس مطبوعاتی داشت. در این کنفرانس وی گفت که چندی قبل دولت گزارش هایی از منابع گوناگون دریافت کرده که گارد سلطنتی در صدد اجرای کودتاست؛ بنابر این اقداماتی برای مقابله با این کودتا انجام شد. سپس او وقایع کودتا را همان گونه که در بیانیه ی دولت آمده بود تشریح کرد.
فاطمی در پاسخ سوالی گفت ابوالقاسم امینی سرپرست وزارت دربار دستگیر شده است، زیرا نمی توان تصور کرد که دربار در توطئه شرکت نداشته است.
فاطمی افزود دیدگاه های شخصی وی در سرمقاله ی روزنامه ی «باختر امروز» که به قلم وی نوشته شده خواهد آمد. این سرمقاله که به طور کامل در ساعت هفده و سی دقیقه از رادیو تهران پخش شد حمله ی شدید و مغرضانه ای بود به شاه و رضا شاه که توده ی مردم همچنان برای او احترام زیادی قائل بودند. احتمالا این سرمقاله در برانگیختن خشم و تنفر مردم نسبت به دولت مصدق نقشی مهم داشت.

بعد از ظهر همان روز، پایگاه سیا مشغول تهیه ی بیانیه ی ژنرال زاهدی بود که طبق راهنمایی های اردشیر زاهدی، برادران رشیدیان و سرهنگ ... این کار انجام می شد. زمانی که این بیانیه کامل شد پایگاه نتوانست برای چاپ آن، روزنامه ای پیدا کند که تحت مراقبت دولت نباشد، بنابر این یکی از برادران رشیدیان به وسیله ی ماشین تایپ فارسی، ده نسخه از آن تهیه کرد. این نسخه ها به سرعت برای زاهدی فرستاده شد تا آن ها را امضا کند. سپس این بیانیه ها بین خبرنگاران خارجی و داخلی و دو تن از افسران بلندپایه ی ارتش توزیع شد. ولی به علت دیر شدن، روزنامه های صبح روز هفدهم اوت نتوانستند بیانیه را چاپ کنند. با این حال ... و ... از افراد پایگاه سیا - هر چند با پایگاه یا برادران رشیدیان و یا ... در ارتباط نبودند - به ابتکار خود متن مصاحبه ای جعلی با زاهدی را به همراه فرمان ها در روز هفدهم اوت به چاپ رساندند. در این اوضاع و احوال بسیاری از افراد مختلف به مانند مسوولین رده بالای پایگاه سیا به ابتکار خود اقداماتی انجام دادند که همگی صحیح و درست بود. در طول روز، پایگاه مشغول محافظت از افراد مهم بود و آن ها را به مکان های امن فرستاد. برخی از این افراد در منزل یکی از منشیان پایگاه، واقع در مجموعه ی سفارت و عده ای نیز در منازل افراد پایگاه در خارج از مجموعه ی سفارت مخفی شدند.

اردشیر زاهدی از شانزدهم اوت، ژنرال زاهدی از بامداد روز هفدهم، برادران رشیدیان از شانزدهم (به استثنای سفری که روز هجدهم به بیرون کردند)، سرهنگ ... از بامداد روز شانزدهم و ژنرال ... از صبح روز شانزدهم در اختیار پایگاه سیا در تهران بودند. پایگاه مخفی کردن این افراد را به دو منظور انجام می داد :
نخست آنکه از دستگیر شدن آن ها جلوگیری کند و دیگر آنکه این افراد در محل هایی باشند که آمریکایی ها به آسانی و به صورت قانونی بتوانند به آنجا رفت و آمد کنند.

ادامه دارد...


بن‌نوشت:

این مجموعه نوشتارها که برگرفته ای است از نسخه ی ترجمه ی «Clandestine Service History Overthrow of Premier Mossadeq of Iran» نوشته ی دکتر «ویلبر دونالد نیوتن» به بررسی اسناد محرمانه و غیرمحرمانه مربوط به کودتای 28 مرداد می پردازند.



تاريخ : ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ | ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : علیرضا ساروقی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
صفحات اختصاصی
امکانات وب