مـحـمـد بـن مـسـلـم و زراره از امـام صـادق (ع ) دربـاره عـرضـه اعمال بر پیامبر(ص) سؤال کـردنـد،حـضرت فرمود : شکی در آن نیست سپس این آیه را تلاوت کرد :((بگو : عمل کنید، خدا وپـیـامـبـر او و مـؤمـنـان اعـمـال شـما را خواهند دید)) فرمود : همانا خداوند را در روی زمین گواهانیش است . بـی مـقـدمـه بـه داود رقـی فـرمـود : ای داود ! روز پـنجشنبه اعمال شما به من عرضه شد در مـیـان کارهایی که از تو به رؤیت من رسید کمکی بود که به پسر عمویت فلانی کردی و من از این کارخوشحال شدم این صله و کمک تو نابودی عمر او و کوتاه شدن اجلش را سرعت بخشید.


مـحـمـد بـن مـسـلـم و زراره از امـام صـادق (ع ) دربـاره عـرضـه اعمال بر پیامبر(ص) سؤال کـردنـد،حـضرت فرمود : شکی در آن نیست سپس این آیه را تلاوت کرد :((بگو : عمل کنید، خدا وپـیـامـبـر او و مـؤمـنـان اعـمـال شـما را خواهند دید)) فرمود : همانا خداوند را در روی زمین گواهانی است . بـی مـقـدمـه بـه داود رقـی فـرمـود : ای داود ! روز پـنجشنبه اعمال شما به من عرضه شد در مـیـان کارهایی که از تو به رؤیت من رسید کمکی بود که به پسر عمویت فلانی کردی و من از این کارخوشحال شدم این صله و کمک تو نابودی عمر او و کوتاه شدن اجلش را سرعت بخشید.

داود مـیگوید : پسر عمویی داشتم که فردی معاند و دشمن اهل بیت و پلید بود خبردار شدم که او و خانواده اش در وضع مالی بدی به سر می‌برند لذا پیش از آن که راهی مکه شوم ، مبلغی خرجی برایش حواله کردم چون به مدینه رفتم ، ابو عبداللّه (ع ) مرا ازاینکارخبرداد.
ـ از امـام صـادق (ع ) دربـاره آیـه ((بـگـو عـمل کنید، بزودی خدا و پیامبر او و مؤمنان عمل شما رامی بینند)) سؤال شد، حضرت فرمود : مقصود (از مؤمنان ) ما هستیم .

 ـ نیز درباره همین آیه ، فرمود : مقصود ائمه هستند. عـبداللّه بن ابان به امام رضا(ع ) عرض کرد : گروهی از دوستان شما از من خواسته‌اندکه ازشما تـقـاضـا کـنـم بـرایشان دعا کنید حضرت فرمود : به خدا قسم هر روزاعمال آنها را بر خدا عرضه می‌کنم

نامه‌اعمال:قرآن
 (این ‌نوشته ماست که به حق سخن می‌گوید، زیرا ما کارهایی را که می‌کردید می‌نوشتیم).
ـ امـام عـلـی (ع ) : بترسید از خدایی که زیر نظر او هستید و موهای جلو سر شما در دست اوست و دگرگونی احوال و حرکات و سکنات شما در کف اوست اگر چیزی را پنهان کنید، آن را می داند و اگـر آشـکار کنید، آن را می نویسد نگهبانانی بزرگوار را بر این کار گماشته است که حقی را از قلم نمی‌اندازند و چیزی را به ناحق ثبت نمی‌کنند.
ـ فـرشـته دست راست کارهای نیک را می نویسد و فرشته دست چپ گناهان را و دو فرشته روز، اعمال روز بنده را می‌نویسند و دو فرشته شب ، اعمال شب او را می نگارند.


تجسم اعمال: قرآن
 (هـر کس همسنگ ذره ای نیکی کرده باشد، آن را می بیند و هر کس همسنگ ذره ای بدی کرده باشد، آن را می بیند).
 (روزی که هر کس کارهای نیک و کارهای بد خود را در برابر خویش حاضر بیند، آرزو کند که ای کـاش مـیان او وکردار بدش فاصله ای دور بود خداوند شما را از خودش بر حذر می دارد و خدا به بندگانش مهربان است).امام علی (ع) : کارهایی که بندگان در دنیا می کنند، در آخرت فرا پیش چشمان آنهاست . پیامبر خدا(ص )، در اندرز به قیس بن عاصم ، فرمود : ای قیس ! تو را لاجرم همدمی است که با تو دفـن مـی شود و او زنده است و تو با او دفن می شوی در حالی که تو مرده ای اگر کریم وبزرگوار بـاشد تو را گرامی می‌دارد و اگر پست و فرومایه باشد، تو را تسلیم می‌کند سپس آن همدم جز با تو محشور نمی شود و تو جز با آن برانگیخته نمی شوی و جز درباره او از توبازخواست نمی شود، آن را جز شایسته و صالح قرار مده ، زیرا اگر خوب و صالح باشد با وی انس می‌گیری و اگر بد و تباه باشد جز از او وحشت نمی‌کنی آن همدم کردار توست . جـبرئیل (ع )، در مقام موعظه به پیامبر(ص )، گفت : ای محمد! هر که را خواهی دوست بدار،اما بدان که از تو جدا می شود، هر چه می‌خواهی بکن ، اما بدان که آن را دیدار خواهی کرد. پـیـامـبـر خـدا(ص ) : مـؤمـن هـر گـاه از گـور خـود بـیـرون آید، عملش به صورتی زیبا در بـرابـرش مـجـسـم می شود مؤمن به او می‌گوید : تو کیستی ؟ به خدا قسم که تو را شخص خوب و درسـتـی می بینم ! او می‌گوید : من کردار تو هستم پس ،برای او نوری می شود یا راهبری به سوی بـهـشـت وکـافـر چـون از گـورش بـیرون آید کردارش به صورتی زشت و نویدی بد در برابرش مجسم می‌شود او می‌گوید : تو کیستی ؟ به خدا قسم که تو را بد شخصی می بینم ! و او می‌گوید : من کردارتو هستم پس ، او را می‌برد و به آتش می افکند. امـام صـادق (ع ) : چـون مرده را در گورش نهند، شخصی در برابرش مجسم شود و به او گوید :هـان تو! ما سه تن بودیم : یکی روزی تو، که با به سر آمدن اجلت به پایان رسید، دیگری خانواده تو که تشییعت کردند و سپس از تو جدا شدند و رفتند و من عمل تو بودم و با تو ماندم بدان که من بی اهمیت ترین این سه در نزد تو بودم .امـام علی (ع )، در وصف غافلگیر شدگان در هنگام مرگ ، می فرماید : سپس او را تا منزلی دردل زمین می برند و در آن جا او را به عملش می سپارند.پـیـامـبـر خـدا(ص )، دربـاره آیه (روزی که درصوردمیده شودگروه گروه بیایید)،فرمود: ده گـروه از امـت مـن بـه صـورت پـراکـنـده مـحـشـور مـی شـونـد کـسـانـی کـه بـه صـورت بـوزیـنـه مـحـشـور مـی‌شـوند،مردمان‌سخن چینند،کسانی که به صورت خوک محشور مـیشـونـد،حـرامـخـوارانند، کسانی که به صورت وارونه محشور می‌شوند،رباخوارانند،کسانی که نـابـیـنـامحشور می‌شوند، آنانند که در حکومت (یادآوری )حق‌کشی می‌کنند،کسانی که کر و لال مـحـشـورمـی شـوند، آنانند که به اعمال خود مغرورند، کسانی که زبانهایشان را می‌جوند، علما و قـاضـیـانـی هـستند که کردارشان بر خلاف گفتارشان است ،کسانی که دست و پا بریده محشور مـی شـونـد،آنـانند که همسایگان خود را می‌آزارند، به دار آویختگان بر شاخه های آتش ، آنانند که نـزدحـکـمـران از مردم سعایت می کنند، کسانی که بد بوتر از مردارند، آنانند که در پی شهوت‌ها و لـذتـ‌‌‌هـامـی‌روند و حق خدا را از اموال خود نمی پردازند، کسانی که جبه بر تن محشور می شوند، فخرفروشان و متکبرانند.


تفسیر:
در الـمـیـزان ، در تـفسیر آیه (همانا خداوند ابایی ندارد که به پشه ای مثل زند)، آمده است : آیه (خـداونـد ابـایـی ندارد که به پشه ای مثل زند): پشه حشره معروفی است و کوچکترین جانوران مـحـسـوس ، مـی باشد این آیه و آیه بعد آن نظیرآیه سوره رعد است که می فرماید : (آیا کسی که می داند آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده حق است،همانند کسی است که نابیناست ؟ تنها خـردمـندان پند می‌گیرند، کسانى که به عهدخدا وفا می کنند و خود پیمان نمی شکنند آنان که آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده است پیوند می دهند) به هر حال ، این آیه گواه آن است که گمراهی و کوریی که بر اثر اعمال بد وناشایست دامنگر انسان می شود، با گمراهی و کوریی که از نـاحیه خودش در او وجود دارد فرق می‌کند چرا که خدای متعال می‌فرماید :(و به وسیله آن جز فاسقان را گمراه نمی‌کند) خداوند در این جا گمراه کردن او را در پی فسق قرار داده ، نه مقدم بر آن این یک مطلب .دیگر آن که ، هدایت و اضلال در واژه‌ای هستند که تمام انواع کرامت و خذلان را که ازطرف خدای متعال بر بندگان خوشبخت و بدبختش می رسد، شامل می شوند، زیرا خدای متعال در گفته های خـود، حـال بـنـدگـان سعادتمندش را این گونه وصف فرموده است : به آنان زندگی پاکیزه ای می بخشد، با روح ایمان تقویتشان می‌کند، از تاریکی‌ها به سوی نور بیرونشان می برد،برایشان نوری قرار می دهد که در پرتو آن راه خود را می پیمایند، خداوند سرپرست آنهاست وترس و غمی ندارند، همواره با آنان است و هر گاه او را بخوانند، اجابتشان می کند و هر گاه خدارا یاد کنند، او هم آنان را یاد مى کند و فرشتگان با پیام شادی و سلام برایشان فرود می آیند وامثال اینها.و در وصـف حال بندگان شقاوتمند خود می فرماید که : آنها را گمراه می‌کند و از نور به تاریکی‌ها می کشاندشان و بر دلهایشان مهر می زندو بر گوش وچشمایشان پرده می افکند وصورتهای آنان را به عقب برمی‌گرداند و در گردنهایشان تا چانه‌های آنان غلهایی می نهد، به طوری که سرهایشان را بـالا نگه می‌دارند، از پیش رو و پشت سر آنان سدی قرار می دهد وپرده ای بر آنان می‌گستراند، بـه طـوری کـه نـمـی‌تـوانند ببینند، شیاطینی را همنشین ایشان قرارمى دهد که آنها را گمراه مـی‌کـنند، در حالی که گمان می‌کنند راه راست را می پیمایند و این شیاطین کارهای آنها را در نـظـرشـان زیـبا جلوه می دهند و خداوند تدریجا و به طوری که نفهمندآنها را می گیرد و به آنها مـهـلـت مـی‌دهـد و آنها را می فریبد و ایشان را در طغیان و سرکشی شان نگه می‌دارد تا متحیر و سرگشته شوند.ایـنها خلاصه ای است از آنچه که خدای سبحان درباره این دو گروه فرموده است : ظاهراین آیات نـشـان می‌دهد که انسان در این جهان علاوه بر زندگی معمولی یک زندگی دیگری هم دارد که تـوام با سعادت یا شقاوت است و دارای رگ و ریشه هایی است که به وسیله آنها در این زندگی دوم خـود بـه سـر مـی‌برد و پس از مرگ و بالا رفتن پرده بر آن اطلاع و آگاهی پیدا می‌کند از گفتار خـدای تـعـالی همچنین پیداست که انسان پیش از زندگی دنیویش زندگی دیگری هم دارد که هـمـان گونه که زندگی پس از این جهان شباهتی به وضع زندگی فعلی دارد، آن زندگی قبل هـم مـشـابـه این زندگی بوده است به عبارت دیگر : انسان یک زندگی قبل از این زندگی دنیا ویک زندگی بعد از آن دارد که زندگی سوم تابع حکم و وضع زندگی دوم است و زندگی دوم تـابـع حکم و وضع زندگی اول بنابراین ، انسان که در این دنیا زندگی می‌کند، میان دو زندگی واقـع اسـت : زندگی قبل از زندگى دنیا و زندگی بعد از آن این مطلبی است که ظاهر قرآن آن رامی‌رساند.امـا عـمـده مفسران آیات دال بر زندگی نوع اول را حمل بر یک نوع زبان حال و مقتضای استعداد کرده اند و آیات دال بر زندگی نوع سوم را حمل بر انواع مجاز و استعاره نمودهاند حال آن که ظاهر بـسـیاری از آیات این نظر را رد می‌کند آیاتی که بر زندگی نوع اول دلالت دارند،عبارتند از آیات مربوط به عالم ذر و میثاق که در جای خود خواهند آمد، اما در رابطه با زندگی نوع سوم ، بسیاری از آیـات دلالـت بـر ایـن دارند که در روز جزا، پاداش به عین اعمالی است که انسان انجام می دهد مانند این آیه : (امروز عذر مخواهید، جزای شما همان عمل شما خواهدبود) و آیه (سپس به هر کـس (پـاداش ) آنـچـه بـه دست آورده ، تمام داده شود) و آیه (بترسید ازآتشی که آتشگیره‌اش مـردمان و سنگ‌ها هستند) و آیه (بگو) تا گروه خود را بخواند بزودی آتش‌بانان را فرا خوانیم) و آیه (روزی که هر کس آنچه را از خوب و بد عمل کرده است حاضرمی بیند) و آیه (آنان جز آتش در شـکمهای خویش فرو نبرند) و آیه (جز این نیست که آتش در شکم خود فرو می برند) و آیات دیگری از این قبیل .بـه جانم قسم که اگر در کتاب خدای متعال جز همین آیه نبود :( هر آینه تو از این (حال )سخت غـافـل بـودی ولـی ما پرده ات را (از جلوی چشمانت ) برداشتیم و دیده ات امروز تیزاست)، برای اثـبات مطلب مورد نظر، (حیات نوع سوم ) کافی بود، زیرا غفلت درجایی به کارمی‌رود که چیزی مـوجـود و حاضر باشد و به آن توجه نشده باشد و نیز (برداشتن پرده) درموردی اطلاق می شود که موجود پوشیده و در پس پرده‌ای وجود داشته باشد، بنابراین ، اگرآنچه را که انسان روز قیامت مـشـاهـده مـی‌کـند از قبل موجود و حاضر نباشد، درست نیست که گفته شود : این چیزها از تو پـوشـیـده و در پـرده بوده و مورد غفلت تو بوده است و امروز پرده ازروی آنها برداشته می شود و غفلت از آنها برطرف می‌گردد. بـه جـانـم قـسـم کـه اگر از وجدان خودت بخواهی بیانی را به تو نشان دهد که این معانی را به طورحقیقی و نه مجاز بازگو کند، جزهمین ‌بیانات‌و‌ اوصافی را که قرآن کریم آورده است ،چیزی به تو نشان نخواهد داد. 

خلاصه کلام این که : در آیات قرآن دو بیان دیده می‌شود:اول آنهایی که بیان ثواب و عقاب می‌کند که شمار بسیاری از آیات این گونه‌اند و مفید این معنایند که آنچه از خوب و بد، مانند بهشت و دوزخ در آینده به انسان می‌رسد، در حقیقت پاداش کارهایی است که در دنیا انجام داده است .دوم آیـاتی هستند که بیان تجسم اعمال می‌کنند شمار دیگری از آیات در این باره هستند ونشان می‌دهند که خود اعمال یا لوازم آنها امور مطلوب یا نامطلوب یا همان خوب و بد را فراهم می‌آورند و در قیامت که پرده‌ها بالا رود انسان از آنها آگاه و مطلع می شود مبادا خیال کنید که این دو بیان با هم منافات دارند، زیرا حقایق ، همان‌گونه که قرآن می‌فرماید، به وسیله ضرب المثل‌ها به فهم‌ها نزدیک می شوند.



تاريخ : ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٩:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : علیرضا ساروقی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
صفحات اختصاصی
امکانات وب